ميرزا محمد حيدر دوغلات

274

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تا به يكى تجربه آموختى * با دگرى تجربه بردى به كار « 1 » ( 109 پ ) سلطان سعيد خان را كه در اين « مختصر » هر كجا كه خان مطلق مذكور گردد ، مراد اين خان است 58 ، واقعات عجيبه دست داده است و چون از اين « مختصر » مقصود بيشتر نشر مناقب خان بود ، نوشته مىشود . تفصيل اين مجمل آن است كه نسب « 2 » شريفش سابقا مكررا « 3 » تحرير يافته است . از زمان ولادت تا زمان چهارده سالگى در كنف دولت و كف سعادت پدر « 4 » روزگار فرخنده آثار را گذرانيد . چون سنين عمر مباركش به « 5 » چهارده سالگى رسد ، پدر او را كه سلطان احمد خان است و به الاچه خان مشهور است ، داعيه ملازمت برادر كلان كه سلطان محمود خان است شد ، پسر كلانترش كه منصور خان است به جاى نشينى خود مقرر فرمود و دو « 6 » پسر او كه از منصور خان خردتر « 7 » بودند ، يك سلطان سعيد خان و ديگر باباجاق سلطان را همراه خود به تاشكند برد و در جنگ اخسى كه خانان « 8 » گرفتار شدند كه شرح آن مذكور شده است ، خان همراه پدر بود . چون لشكر در هم شد و هر كس به جايى به جان خود درماند ، خان نيز به طرفى فرار نمود . در آن اثنا تيرى بر سرون خان آمد ، از زره گذرا شد و بر استخوان رسيد . چون لشكر پدرش در هم شكست ، قوت قرار نماند ، مردم آن نواحى گرفتند ، 59 چون فى الحال قوت رفتن نداشت ، پيش‌كش پيش كسى « 9 » نبردند ، چند روز نگاه « 10 » داشتند . شاهى « 11 » بيگ خان براى سامان تاشكند زود مراجعت نموده بود ، تا آنكه خان را قوت شد . شيخ بايزيد در اخسى مستقر بود ، خان را پيش او بردند ، وى در بند كشيد . مدت يك سال تمام در بند وى بود تا آنكه شاهى بيگ خان آمد تنبل را گرفت و كشت . ولايت اندجان « 12 » به جانى بيگ سلطان تفويض فرمود . جانى بيگى سلطان به اخسى آمد . خان را پيش جانى بيگ سلطان بردند و جانى بيگ سلطان « 13 » پيش شاهى بيگ خان تفقد

--> ( 1 ) . نگ : - چون حضرت ملك . . . به كار . ( 2 ) . نت : نفس . ( 3 ) . نت : مقرر . ( 4 ) . نت : چه ( 5 ) . نت : - به . ( 6 ) . نت : - دو . ( 7 ) . نب ، نت : خوردتر . ( 8 ) . نت : خان . ( 9 ) . نت : پيش كس پيش‌كشى . ( 10 ) . نت : گناه . ( 11 ) . نت : شادى . ( 12 ) . نب : انديجان . ( 13 ) . نت : خان .